عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

169

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

باب نهم : غنا قال اللّه عزّ و جلّ : « وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى . » الغنى اسم للملك التامّ . خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « و تو را فقير يافت و بىنياز نمود . » « 1 » غنا نامى است براى ملك تام . [ يعنى غنا نامى است براى مالكيت حق‌تعالى . زيرا ملك و مالكيّت تام و كامل تنها از آن خداست . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى غنى القلب . و هو سلامته من السبب ، و مسالمته الحكم ، و خلاصه من الخصومة . غنا بر سه درجه است : درجهء نخست ، غناى قلب است ؛ و آن عبارت است از اينكه قلب از [ تعلق به ] هر سبب [ و مؤثرى ] سالم [ و رها و آزاد ] باشد . [ زيرا فقر در حقيقت ، چيزى جز تعلّق به اسباب ظاهرى نيست ؛ اسبابى كه كارى از آنها نمىآيد و جز سرابى بيش نيستند ؛ اسبابى كه خود براى آنكه مؤثر واقع شوند نيازمند به مؤثر حقيقى هستند . و از اين روست كه سلامت از تعلق و وابستگى به اسباب ظاهرى ، عين غنا خواهد بود . و اين غنا در واقع همان قناعت است . و لذا در حديث آمده است : « القناعة مال لا ينفد . » « 2 » قناعت مال و دارايى است كه تمام نمىشود . ] و با حكم ، مسالمت [ و سازگارى ] داشته باشد ، [ و به جنگ و معارضه با آن نرود . مقصود از حكم ، همان قضا و قدر الهى است . بنده ، هنگامى غنى است كه با خداى متعال در قضا و قدرش معارضه و ستيز نكند و كاملا تسليم آن باشد . ] و از خصومت

--> ( 1 ) - 93 / 8 . ( 2 ) - ر . ك : الجامع الصغير ، باب القاف ، ج 2 ، ص 89 . سيد رضى نيز اين عبارت را در نهج البلاغة ( حكمت 57 ) آورده است .